تبلیغات
*~*~*~عشق و دوستی*~*~* - بازگشت به آشیانه

Wel Come To SaMaN Niazy.com

*~*~*~عشق و دوستی*~*~*

بازگشت به آشیانه :[بشنو از من چون حکایت می کنم , ]

به نام خدای توانا؛خدایی که میمیراند و زنده میگرداند

با سلام خدمت دوستان عزیز.چند وقتی بود این خانه ساده و بی آلایش رو رها کرده بودم و به امید

ساختن خانه ای مجلل و بزرگ عازم مکانی دیگر شده بودم.مسیر طولانی و صعب العبور بود ولی

رسیدن به هدف عاملی بود که میشد سختیها رو تحمل کرد.

با هر رنج و سختی و هر قیمتی که بود به مقصد رسیدم.مکانی بسیار بزرگتر از اینجا و البته با

مشکلات خاص خودش.روزهای اول سر در گم بودم.فقط درگیر گشت و گزار در خانه ی جدید بودم به

امید داشتن جایگاه بهتری در آینده؛دریغ از آنکه بیاد داشته باشم که اکنون همان آینده است.

در حانه من به به روی همه باز بود.نه کارت شناسایی می خواست و نه هدیه برای صاحب خانه.عده

ای استفاده کردند و عده ی دیگر تخریب.

من از یاد برده بودم که این مکان فقط یک سال اجاره شده و باید به زودی تخلیه کنم.

چند هفته ای است که اجاره آن خانه به اتمام رسیده ؛خانه ای که سر در آن واژه اسطوره قرار داشت.

اسطوره اسطوره نشد.

ولی تجربه ی بسیار خوبی برای اسطوره شدن در آینده برایم به ارمغان گذاشت.

اکنون من به کلبه درویشی و گرم قدیمی خود برگشته ام...

                          مرا بپذیر

ارادتمند شما*سامان*۱۲/آذر/۱۳۸۵ پنج دقیقه بامداد

نوشته شده در یکشنبه 12 آذر 1385 و 01:12 ب.ظ توسط سامان

ویرایش شده در - و -



Powered by SALAR ◄┤