تبلیغات
*~*~*~عشق و دوستی*~*~* - خاطر سفر من به کشور تهران

Wel Come To SaMaN Niazy.com

*~*~*~عشق و دوستی*~*~*

خاطر سفر من به کشور تهران :[بشنو از من چون حکایت می کنم , ]

با سلام خدمت دوستان عزیز.

بعد از مدت ها زد به سرمون گفتیم تو این تعطیلی بریم یه آب و هوایی عوض کنیم.کجا بریم کجا نریم که دیدیم اگه تهران بریم بختره هم بازی تیم ملی رو میبینیم هم اییییییییییییییییییی...بگذریم!!!
خلاصه نشستیم تو قطار برو که بریم تهرون.جاتون خالی هم خونه خالی بود هم بند و بساط(فکر بد نکنید ها) واسه ما نتی ها هیچی بهتر از یه کامپیوتر با 50 ساعت اکانت مفت مجانی نیست.هم نشئه می کنه هم میبره تو فضا. فقط باید بدونی چطوری.

خلاصه بازی رو دیدم و خدارو شکر تیم ملی هم برد.ولی خیر سرمون یواشکی اموده بودیم تهرون ولی نمی دونم چطوری چند تا ازاین فک و فامیل تهرونی ما فهمیده بودندنمی شد که سر نزد آخه اونا هر ساله میان خونه ما.

خلاصه تصمیم گرفتیم بریم خونه ی اونی که حالش بیشتر باشه.تو مسیر رفتن به ستارخان میدون هفت تیر پیاده شدیم. می خواستم از خیابون رد بشم دیدم یه ماکسیما ی خوشگل مشکی داشت میومد.منم شیطنتم گل کرداز دور دست بلند کردم و گفتم در بست!!! اتفاقی راننده ماشین کسی نبود جز علیرضا منصوریان.بنده خدا فکر کرد یه پرسپولیسی دو آتیشه هستم و می خوام سر کارش بذارم.اونم یه نگاهی انداخت سریع گازو گرفت و رفت(آخه یه بار تو اصفهان به یه 206 گفتم دربست با اینکه راننده اش خانم بود ایستاد گفتم اینجا کشور تهرانه 206 ضایعست بذار یه ماکسیمایی زانتیایی چیزی بگیریم )بقیش بماند.

امیدوارم بقیه تعطیلاتتون خوش بگذره.اینم خاطره ای بود از رفتن من به تهرون.

با آرزوی سالی سرشار از موفقیت واسه دوستان عزیزم.سامان

نوشته شده در دوشنبه 8 فروردین 1384 و 02:03 ق.ظ توسط سامان

ویرایش شده در - و -



Powered by SALAR ◄┤